اگر دوستي پس از سلام و احوالپرسي به شما بگويد: ماشاءالله خوب سرحال به نظر مي‏رسيد. اين گفته مسلما در ذهن شما تاثير خوشايند خواهد گذاشت و خوشحالتان خواهد كرد، يا اگر دوست شما بگويد: (چرا اين قدر لاغر شده‏ايد، رنگتان پريده است؟) مسلما در شما اثر سوء خواهد داشت و در ذهنتان نگراني به وجود خواهد آورد.پس ذهن تاثيرپذير است.مسيري كه آن دو گفته طي مي‏كنند تا درك شوند و در ذهن شما اثر بگذارند، همان مسيري است كه تلقين طي مي‏نمايد. بدين معني كه اعصاب گوش صداها را به مخ مي‏رسانند. گزيده صداها در مخ يا ديگر مراكز مخ ارتباط برقرار مي‏كنند تا مفهوم گفته درك شود، سپس عكس العمل ذهني شما آغاز مي‏شود.اين كه توصيه شده است با صدايي كه كاملا شنيده مي‏شود به خود تلقين كنيد بدين منظور است كه شنيده شما مسير را به طور كامل طي كند و به مراكز ادارك مفهوم گفته بود و پس از درك مفهوم آنها عكس العمل ذهني را باعث گردد.در پزشكي اصطلاحي هست به نام placebo كه آن را (دارون‏ها) ترجمه كرده‏اند ولي ترجمه درستي نيست زيرا اين كلمه معني اش (هر ماده يا عمل غير پزشكي شفادهنده است.) هر چيز يا عملي كه شفادهنده باشد، در نتيجه ايجاد باور تمامي وسايل دفاعي بدن را براي بهبود تجهيز مي‏كند. امروزه ثابت شده است كه ذهن فرد بيمار و نحوه نگرش او به بيماري در درمان، اثر بسيار دارد. بد نيست كه وقتي داروي جديد ساخته مي‏شود، آن را روي حيوانات آزمايش مي‏كنند و پس از حصول اطمينان از سود آن به صورت زير در انسان‏ها به كار مي‏برند. دو گروه بيمار انتخاب مي‏كنند. به يك گروه آن دارو را تجويز مي‏نمايند ولي به گروه ديگر ماده‏اي عاري از اثر دارويي (مثل پودر نشاسته) ولي به رنگ و شكل و اندازه داروي اصلي مي‏دهند. در پايان دوره درمان به وضع هر دو گروه رسيدگي مي‏كنند. اگر دارو در گروه اول 85 درصد موثر واقع مي‏شود! درمان 25 درصد از گروه دوم، بدون مصرف دارو صرفا به اين باور كه داروي بيماري خورده‏اند صورت گرفته است. هنگامي كه تفاضل درصد دو گروه از 50 بالاتر باشد، آن دارو را در همه بيماران به كار مي‏برند، ولي نتيجه اثر آن را همواره تحقيق مي‏كنند تا اگر بدون عارضه جانبي يا كم عارضه بود به صورت داروي واقعي آن بيماري در دسترس همگان قرار مي‏دهند، در غير اين صورت از بازار دارويي خارج مي‏نمايند.بايد توجه داشت كه اين 25 درصد افراد شفا يافته بدون مصرف دارو، جزء همان اقليتي هستند، چنان كه در بالا اشاره شد، تلقين پذيرترند.مسئله تاثير ذهن در شفاي بيماران يا سخت‏تر كردن بيماري آنان كاملا روشن شده است اعتقاد و اميد تمام عوامل دفاعي را بسيج مي‏كنند و مقاومت بيمار را در برابر اثرات زيانبار افزايش مي‏دهند. عدم اعتماد و ياس به عكس ارتباط ميان عوامل دفاعي بدن را قطع مي‏كند و بدن را مستعد اثر زيانبار بيماري مي‏سازد. به شرح اين مسئله در جاي خود خواهم پرداخت.