سنگ شکن هایی در کنار جاده به دشواری مشغول کار بودند…

وقتی از آنها در باره کارشان پرسیده شد، یکی از آنها با دردمندی پاسخ داد: 

 من به خاطر بچه ام این رنج را تحمل می کنم …

دیگری با غرور پاسخ داد: 

جاده ها ساخته می شوند

من این کار را به عنوان یک

وظیفه ملی انجام می دهم …

فرد سوم با آرامش پاسخ داد:

من با این کار در پیشگاه خداوند

هر روز به عبادت می پردازم … 

فرزند فرد اول یک سنک تراش شد …

فرزند دومی افسر ارتش شد…

فرزند سومی یک معمار نام آور و پرآوازه شد …

و هیچ جای شگفتی نیست…

آنها کار ثابتی انجام می دادند – سنگ تراشی

اما

نگرش هر یک از آنها تفاوت بزرگی پدید می آورد

آنچه را دوست داری آنجام بده

آنچه را انجام می دهی دوست بدار